پیدا





بندگی یعنی

درخواست حذف اطلاعات

بندگی یعنی بنده ایم چون بند به اوئیم، بند خالق ذو الجلال
چون زروح پیوندی داریم، به که لایحصی کمال
آنکه عمری را کند دم، یا به کَون کن فی
در دل هر ذره دارد، آگه از رمزدرون
گر چه رحمن الرحیم است، قهری دارد بس گران
ذرّة المثقالِ کِرده، نَی گذر دارد از آن
از خزائن هر چه گوئی، بی حساب دارد از آن
عزت دنیا و عقبی، نزد اویست این بدان
بی نیاز باشد به مخلوق، همه در چنگش محاط
نَی توان گوئی که چیزی، آن برون است زین بساط
با چنین پیوندی آدم، بایدش باشد چو او
گر نگه داری تو پیوند، ما وراء بینی به رو
پس هرآنچه خواهی رو خواه، چون زخود آن خواسته ای
بتو منت ندارد، نَی بگیر هم واسطه ای
راز خود را با هم او گو، هر چه دل داری درون
بی محابا گفتگو کن، خواسته ی زان فزون
هر عطائی که کند او، همچو بارانی است به دشت
آب دنیا کم نگردد، باز هم او آرد به دست
با چنین بندی چرا که، پنه آریم سو دگر
چه برای یک مقامی، یا برای سیم و زر
عزت ار خواهی از او خواه، کان به تقوی می رسد
عزتی در این جهانت، در پسین هم می دهد
در نیاز هم سوی او رو، چونکه پیوندی به او
د هم جز این نگوید، خواسته ات را زو بجو
با چنین روح بلندی، بینی که آزاده ای
بی نیاز گردی زهر ، گوئی این سان زاده ای
پس سزد این بندگی را، گوئی است تمام
شرط آن پاس داری روحت، تا زتن گیری زمام
سر کشی نارد به دنیا، با روانی پر توان
خواهی ی در درونت، که چه ها داری از آن